العلامة المجلسي
151
حياة القلوب ( فارسي )
جبار ، پس گفتند : پروردگارا ! چه بسيار گراميند أهل اين منزلت بر تو ، وچه بسيار محبوبند نزد تو ، وچه بسيار شريف وبزرگند در درگاه تو ! پس حق تعالى فرمود : اگر ايشان نمىبودند من شماها را خلق نمىكردم ، ايشان خزينهداران علم منند وأمينان منند بر رازهاى من ، زينهار ! نظر مكنيد بسوى ايشان به ديدهء حسد ، وآرزو مكنيد منزلت ايشان را نزد من ومحلّ ايشان را نزد من از كرامت من ، پس به اين سبب داخل خواهيد شد در نهى ونافرمانى من واز ستمكاران خواهيد بود . گفتند : پروردگارا ! كيستند ستمكاران وظالمان ؟ فرمود : آنها كه ادعاى منزلت ايشان مىكنند به ناحق . گفتند : پروردگارا ! پس بنما به ما منزلهاى ظالمان ايشان را در آتش جهنم تا ببينيم منزلهاى آنها را چنانچه منزلهاى آن بزرگواران را در بهشت ديديم . پس حق تعالى امر كرد آتش را كه ظاهر گردانيد جميع آنچه در آن بود از أنواع شدتها وعذابها ، وفرمود : جاى ظالمان ايشان كه ادعاى منزلت ايشان مىنمايند در پائينترين دركات اين جهنم است ؛ هر چند اراده كنند كه بيرون آيند از جهنم ، برگردانند ايشان را بسوى آن ، وهر چند پخته وسوخته شود پوستهاى ايشان ، بدل كنند ايشان را پوستها غير آنها تا بچشند عذاب را ؛ اى آدم واى حوّا ! نظر مكنيد بسوى آن نورها وحجتهاى من به ديدهء حسد ، پس شما را پائين مىفرستم از جوار خود وبر شما مىفرستم خوارى خود را . پس وسوسه كرد ايشان را شيطان تا ظاهر گرداند براي ايشان آنچه پوشيده بود از ايشان از عورتهاى ايشان ، وگفت : نهى نكرده است شما را پروردگار شما از اين درخت مگر از براي اينكه نخواست كه شما دو ملك باشيد يا هميشه در بهشت باشيد ، وسوگند ياد كرد كه من از خيرخواهان شمايم پس ايشان را فريب داد وبر اين داشت كه آرزوى منزلت آنها بكنند ، پس نظر كردند بسوى ايشان به ديدهء حسد وبه اين سبب خدا ايشان را به خود گذاشت ويارى وتوفيق خود را از ايشان برداشت تا از درخت گندم خوردند ، پس به جاى آن گندم كه ايشان از آن درخت خوردند جو بهم رسيد ، پس أصل گندمها از آن گندم است كه ايشان نخوردند وأصل جو از آنهاست كه بهم رسيد به جاى آن دانهها كه ايشان